بالاخره پشت سر گذاشتمت!!!

قدم زدم... شایدم راه رفتم نمیدونم.! توی حیاط خاطره های له شده یک آدم  که اسم گلی رو میگیره که توپ بچه های آدما واسه فوتبال زندگی داغونش کردن /

سکوت و تنهایی و بقیه چیزا دنیامو پر کرده!! شاید همینا دنیامو خالی کرده ! . بالاخره تصمیم گرفتم حرکت کنم رفتم ( از این طرف ) وقتی حرکتم شروع شد می رفتم فقط واسه اینکه ازت رد بشم . همین و همین و همین!!! اشکام کمکم میکرد بارون خیسم کرد که صدات آروم آروم از تو گوشهام محو بشه و اما صدای دنیا داشت نابودم میکرد وقتی این فکر از کنار میلیارد ها فکر مریضم گذشت تقریبا خندم گرفت آخه خیلی وقته که برچسب شکستنی است !!! رو از روی کارتن بزرک کارتن خوابی های احساسیم پاک کردم اونم از ترس ترحم آدماااااااااااااااااا  چیزی که هرگز نخواستم و نمیخوام ( یکی بگه که میفهمه چی میگم .. ) / دوباره راهم رو ادامه دادم تصمیم فاصله بود که میدونستم با اینکه دنیا خیلی کوچیکه مطمئنا کمکم میکنه خودمو جمع و جور کنم. حداقل از مجادله احمقانه با دکترای فهمیده نفهمی که دنیاشون فقط تست داروهاشون معنی میده بهتره/ راهم رو ادامه میدادم و مثل یخ وسط کویر ناشناخته زندگی آب میشدم و میرفتم. مگه نه اینکه زندگی کوهی که آدم ازش بالا میره و یه کوله پشتی بزرگ هم داره که تمام بارش روی دوشش مونده و میمونه و مگه نه اینکه گذشته آدم بار سنگین این کوله پشتیه؟  منم که کلا عادت دارم همیشه سبک سفر کنم نتیجتا همه چیه خالی کردم فقط گذشتمو بردم که هر جا لازم شد بزارمش و بیام!!!

فاصله فاصله فاصله!! این تنها چیزی بود که منو جلو میبرد دیگه به آخرش رسیدم بودم چشمای خیسم که بدرقه راهم بود حالا داشت آخرین لحظه های زندگیمو نعل میکرد!! چشمامو بستم به امید اینکه از خواب مسخره رفتن بیدار بشم و شاید مثل کابوس هایی که با باز کردن چشم تموم میشن اینم تموم بشه. بعد از 7 سال یعنی میشه آروم شد؟

مطمئن بودم تو این 7 سال خیلی رفته بودم خیلی!! دیگه هیچ صدایی نمیشنیدم!!! آروم بودم چشمامو باز کردم اما فقط میتونم بگم بهتر از گالیله لعنتی فهمیدم زمین گرده !!!!!!!!!!!!

خدایاااااااااااااااااااااااا من فقط 7 سال طول کشید تا بفهمم چیزیو که گالیله 6 قرن پیش کشف کرده بود.. ( اینم پیشرفتیه واسه خودش حداقل 11 دقیقه نوشتم و (......... سانسور شد )  میدونستم علم دوسته خوبیه!! همیشه میدونستم ......)

ههههههه  همین؟

همه چیز دنیات داغونه خدا!

منم دور زدم ( اونم 7 سال ) تازه فهمیدم رسیدم جایی که شروع کردم. حالا جدا زمین گرده؟

پ.ن: دلم 1 گیلاس ویسکی میخواد . شایدم 2 تا . یا شایدم 1 چیز قوی تر...

 

/ 10 نظر / 15 بازدید
ani

salam webe khobi dari vaght kardi be man ye sari bezan.

پری

vasat khosh halam ke poshte sar gozashtish. har chand ke akharesh fahmidi zamin gerde vali daste kam 1 bar doresh zadi[لبخند]

آرمان كتابچي

حس اين روزهاي من بدون پا مثل حس شاملو شده ،‌ اين دو بيت رو تقديم مي كنم به همه آدمهاي بي پا : وقتي كـــــــه اين قــــــــوزك پـــــــا يــــــــاري رفتن نداره درد مـــــن بــــــدون پــــــــــا دردي كه گفـــــــــــتن نداره آيدا تو آيينه شـــــــــــكست ،‌ دست و پاهامو غصه بست پاهاش كجاست نمي دونم ، شاملويي كه يه خاطره است آرمان

آرمان كتابچي

رهام رحيمي شاگرد استاد فريدون فروغي رو در اينجا ببينيد :‌ http://www.facebook.com/pages/Roham-Rahimi-_-%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%AD%DB%8C%D9%85%DB%8C/181462825256965

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام چقدر از حضور دوباره شما در وبم خوشحال شدم جدا از این نوشته و قلم توانای شما هم لذت بردم

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلامی دوباره دوست عزیز برای ارمش بیشترتان جمله ای می اوردم به دقت ان را بخوانبید و عمل نمایید ببینید شما نمیتوانید از پرواز پرنده های اندوه بر روی سرتان جلوگیری نمایید اما میتوانید مانع لانه کردن انها بر روی سرتان شوید

م.امید

سلام و دو صد سلام بر آرمان و میلاد نافذ! پس از یه مدت مردن دوباره زنده شدم و اومدم نت!! وقتی پست های شمارو میخونم به جان خودم(!) میترسم دوباره افسردگیم اوت کنه...[گل] یا علی یار علی شاه علی...!

آرمان كتابچي

سلام اميد عزيزم ،‌ اميد كه ايام به كامت باشد و هرگز افسرده نباشي و بنويسي و بنويس كه بهترين راه تخليه درونيات نوشتن است و لاغير يا علي شاه علي

سید جمال طباطبایی ازاد

با سلام از شما خبری نیست دوست گلم